سی نما - نقد فیلم Metamorphis of Birds: او رفته است و ما دیگر همان موجودات سابق نیستیم!

نقد فیلم Metamorphis of Birds: او رفته است و ما دیگر همان موجودات سابق نیستیم!

 

«ما فراموش نمی‌کنیم، بلکه چیزی خالی در ما آرام می‌گیرد.»
رولان بارت، خاطرات سوگواری.

ثبت لحظات، یادآوری و دوباره‌گویی آن‌ها، همراه با سکوت و سکونی که پس‌نشستی از نمایش به ابقا دارد و چیزی را نشان می‌دهد که تا ابد همان‌جا مانده، چیزی که بوده و دیگر نیست و خلا جای آن را گرفته است، اولین ویژگی برجسته‌ی «دگردیسی پرندگان» (دانلود فیلم The Metamorphosis of Birds با لینک مستقیم) مستند تماشایی «کاترینا واسکونسلوز» است؛ مستندی که از ابتدا تا انتها با ثبت لحظات، به زعم «فروید»، تنها آن مجهول بزرگ و هدف تمام زندگی را یادآوری می‌کند: مرگ.

«دگردیسی پرندگان»، مستند شاعرانه «واسکونسلوز» که ترکیبی است از درام و مستند، یک اثر کاملا شخصی است که حتی می‌تواند به عنوان یک زندگی‌نامه در نظر گرفته شود. زندگی‌نامه‌ای که در آن شاهد ظهور و سقوط زندگی خانواده‌ی کارگردان اثر هستیم. روایتی از زیستن تا مرگ و زندگی‌های پس از مرگ که دیگر همانند سابق نخواهند بود. مرگی که به زعم «بارت»، یک زمان هم یک رخداد است، هم ماجراست و تحرک می‌بخشد، سر شوق می‌آورد، به جنب و جوش وا می‌دارد و منقبض می‌کند و بعد روزی دیگر، یک رخداد نیست، بلکه تداوم دیگری است. فشرده شده، بی‌اهمیت، روایت نشده، شوم، بدون چاره. و سوگواری‌ای واقعی که در مقابل هر نوع دیالکتیک روایی نفوذناپذیر است.

«واسكونسلوز» در «دگردیسی پرندگان»، زندگی شخصی‌اش را مقابل دوربین می‌آورد و روایتی شاعرانه از سه نسل را ارائه می‌دهد که میان استعاره‌های بصری و كلامی، همراه با برداشت‌هایی از «لیست»، «شوبرت» و «روسینی» و موسیقی فولک دلنشین میان زمان تداوم یافته‌اند و با تصاویر ثابتی که مرگ در آن‌ها موج می‌زند، همراه با نریشن، داستان پدربزرگ، مادربزرگ و شش فرزندشان را ترسیم می‌کند و زنجیره‌ی روابط، شخصیت‌ها و زندگی آن‌ها را تعریف می‌کند. زندگی‌هایی که با مرگ ۲ زن: مادربزرگش و مادرش به خاموشی رفته و آنان که مانده‌اند، حال در لا به لای خاطرات به دنبال قطعاتی از وجودشان می‌گردند که گویی با رفتن‌ها، گم کرده‌اند.

«واسکونسلوز»، روایت خانوادگی‌اش را با پدربزرگ و مادربزرگش، آغاز می‌کند؛ هنریکه، پدربزرگی که ملوان بود و بئاتریس مادربزرگش که دلباخته‌ی هم می‌شوند، ازدواج می‌کنند و در حالی که بئاتریس در خانه می‌ماند تا از شش فرزندشان مراقبت کند، هنریکه برای مدت طولانی در دریاها به سر می‌برد و از طریق نامه با خانواده‌اش در ارتباط است و «واسکلونسلوز» به زیبایی نامه‌های عاشقانه بین اولین نسل این روایت؛ هنریکه و بئاتریس را به مستندی در باب اهمیت خانواده و روابط تبدیل می‌کند و ترکیبی منفرد را به وجود می‌آورد. یک حماسه‌ی خانوادگی در قالب مستندی شاعرانه، یک قطعه مبتکرانه و جسورانه خیالی که از خالقی مستعد و متفکر رونمایی می‌کند.

«واسكونسلوز» از طریق ایماژها به خوبی سوگواری در لایه‌های مختلف زندگی را نشان می‌دهد و مخاطب را انتها همراه می‌سازد و انسان‌هایی را نشان می‌دهد که غیاب «دیگری-مادر» اساس بودنشان را دگرگون ساخته است. راویان اصلی روایت اما دختر و پدری هستند که فقدان «دیگری» را به وضوح تجربه می‌کنند، فقدانی که در تمامی لحظاتشان نمود پیدا کرده است. کاترینا با مرگ مادرش و پدرش جاستینو، بزرگ‌ترین فرزند بئاتریس و هنریکه، با حکایاتی که از مادرش تعریف می‌کند و مدام از او یاد می‌کند، اندوهی بی‌پایان را بر دوش می‌کشند. اخبار سینمای جهان را از ۳۰نما دنبال کنید.

«دگردیسی پرندگان» به لحاظ بصری یادآور سینمای شاعرانه دهه‌ی ۷۰-۸۰ اروپا هم هست، نوع فیلمبرداری، تصاویری که غالبا در کانون توجه نیستند، کلوزآپ‌ها و اکستریم کلوزآپ‌هایی که به بعضی از صحنه‌ها احساسی واقعی و نوستالوژیک می‌بخشند و یک تجربه‌ی زیست شده را شکل می‌دهند که گویی گزیده‌ای از عکس‌ها و فیلم‌های خانوادگی خودمان را می‌بینیم و با تمام وجود آن‌ها را حس می‌کنیم.

فیلم سرشار از سکانس‌های باشکوه است و کارگردان تصاویر را با دقت بسیار، ثبت می‌کند که شبیه به نقاشی‌های «طبیعت بی‌جان» می‌مانند و باید مدت‌ها به آن‌ها خیره شد و در سکوت معنایشان را درک کرد، معنایی که به سمت رانه ویرانگر؛ رانه مرگ حرکت می‌کند. فیلم در بیشتر صحنه‌ها با تاکید به اشیا و محیط‌های نامتعارف می‌پردازد. اشیایی که هر کدامشان یک نشانه‌اند، و معنای خود را از نظام منسجم نشانه‌ها می‌گیرند.

فیلمی سرشار از قاب‌های ثابت و بی‌تحرک، کلوزآپ‌ها و اکستریم کلوزآپ‌ها و کارگردانی که با دوربینش و تاکید به ابژه‌ها و اشیا علاوه بر این‌که ردپایی از گذر زمان، فروپاشی و خاطرات را نشان می‌دهد، حرکتی از جز به کل و برعکس را رقم می‌زند و با بخشیدن خصلتی بت‌واره‌ای و رازآمیز به آن‌ها، خوانشی از کل اثر را برایمان رقم می‌زند و در آرامش و سکوت بی‌جان بودن تصاویر، نبودن‌ها را معنا می‌دهد. فی‌المثل این تاکید بر ابژه‌ها و اشیا را در استفاده مکرر از آینه‌ها در سراسر فیلم می‌بینیم که به عنوان شی نمادین، ویژگی‌های فرد، حال و گذشته‌اش را بازتاب می‌دهند.

یا تصاویر ثابتی که توسط یک ذره‌بین قاب گرفته شده‌اند، نشان دادن خدمتکار خانوادگی در یکی از معدود تصاویر سوررئال فیلم که ماسک پرنده پلاستیکی پوشیده است، تصاویر میوه‌ها، تصاویر ماهی‌هایی که در روزنامه چیده شده‌اند، جعبه‌های سیگار برگ که حاوی صدف‌های دریایی است، یک پرنده‌ی مرده، موهای بافته شده یک زن با سنجاق سر اسب دریایی که روی گوش خود می‌گذارد، موهای بلوند زنی که گویی بدل به بخشی از یک کاناپه شده است، گل‌های شکفته و همه و همه، این شعر تصویری را معنا می‌بخشند و لحن قدرتمند جادویی سینمای «واسکونسلوز» را نشان می‌دهند.

«دگردیسی پرندگان» فیلم درون‌گرایانه‌ای است که دیدگاه زنانه‌ای راجع به خانواده، روابط، دیگری و نبود آن ارائه می‌دهد. زندگی بئاتریس و هنریکه در تصاویری که کارگردان خلق می‌کند، با مالیخولیا و نوستالژی خاصی عجین شده است که برای مخاطب حائز اهمیت است و لحن مالیخولیایی و شاعرانه حاکم بر اثر با مرگ بئاتریس و از طریق کلمات «واسكونسلوز» و پدرش که آن‌ها را به هم نزدیک می‌سازد، شدت می‌یابد. فیلم نشان می‌دهد که چگونه گذشت زمان می‌تواند خاطرات را از بین ببرد و فراموشی را به همراه بیاورد. ترکیبی ماندگار از غم و اندوهی بی‌پایان که ناگزیر با گذشت زمان همراه است. «دگردیسی پرندگان» فیلمی است در مورد مادران، در مورد خاطرات و در مورد «دیگری» که وجودمان از بودنش معنا می‌یابد، درباره‌ی آنان که دیگر نیستند، درباره‌ی زندگی دوباره و گذر از فراموشی، فراموشی که اولین مرگ را در زندگی هر فرد رقم می‌زند، همان چیزی که «واسکونسلوز» سعی می‌کند از وقوع آن جلوگیری کند.

«واسكونسلوز» به طور مداوم گذشته را به آینده پیوند می‌زند و این واقعیت را که شادی و مصیبتی که می‌تواند بدون هشدار به وقوع بپیوندد را در سراسر اثر نشان می‌دهد و از طریق لحظه‌هایی که از پیش و پس هم می‌آیند و در هم منقبض و متراکم می‌شوند و هرگز ناپدید نمی‌شوند، همچون برگسون، اینهمانی حافظه و دیرند(آگاهی و آزادی) را از دو جنبه نشان می‌دهد، ابقا و انباشت گذشته در حال. حالی که به طور مشخص تصویر همیشه فزاینده‌ی گذشته را شامل می‌شود و یا با تغییر پیوسته کیفیتش گواه بارِ همواره سنگینی باشد که ضمن پیرتر شدن به دنبال خود می‌کشیم و یا دگربار حافظه که ذیل این دو فرم هم چنان که هسته‌ای از ادراک بی‌واسطه را با خرقه‌ای از خاطرات می‌پوشاند، بس‌گانگی لحظات را نیز منقبض می‌کند.

یاسمن اسمعیل‌زادگان

18 آبان 1399 15:47

سایر اخبار

ارسال دیدگاه جدید

برای ارسال نظر باید وارد حساب کاربریتان شوید یا عضو سایت شوید.